تبلیغات
كافه دندان پزشكان جوان
كافه دندان پزشكان جوان

دیدی که به بعضی ها میگن پسر عمه ،پسر دایی،پسر خاله و یا دختر عمه ،دختر دایی،دختر خاله و یا داماد نسبت به خواهر زن ویا زن برادر نسبت به برادر شوهر نا محرمند و ادم نباید باهاشون دست بده و مصافحه کنه،میگن ای اقا این حرفا چیه !دلت باید پاک باشه!ما که قصدو غرضی نداریم!حالا من دو مثال براتون می زنم،خودتون قضاوت کنید...

اگه مقداری اب زلال و سرد و شفاف و یا مقداری شربت شیرین و گوارا رو داخل یک لیوان کثیف که ظاهری خوب نداره ولی درونش تمیزه بریزید و این لیوان را جلوی یک میهمان عزیز بگذارید،ایا اون شخص از اون اب یا شربت می نوشه؟به نظر من که لب به اون اب نمی زنه.و شما هم اگه صد بار بهش بگید که اقا شربت یا اب داخل لیوان تمیزه و مشکلی نداره،ایا قانع میشه و اب رو می خوره؟بازم بعید میدونم که بخوره.وبر عکسش هم امکان داره،یعنی اگه داخل یک لیوان تمیز ابی بریزیم که کمی مشکل داره،بازم اون شخص نخواهد خورد، اون در صورتی اب رو می خوره که هم اب و هم لیوان تمیز باشند.

مثال دوم-اگه یه ادم بره حمام و خودش رو حسابی ترو تمیز کنه و وقتی که میاد بیرون ایا امکان داره که همان لباس هایی که قبل از حمام تنش بود رو بپوشه و بگه ای اقا ما که تنمون تمیزه،لباس رو میخوایم چی کار! مطمئنا کسی این کارو نمیکنه،یعنی بعد از حمام لباس های تمیز رو می پوشه.و این یعنی اینکه همواره ظاهر و باطن همه چیز مکمل یکدیگر هستند و همانطور که اب و لیوان و یا لباس و بدن شخص باید تمیز باشن،باید ظاهر و باطن فرد نیز مثل یکدیگر باشن،و اینکه بگیم باطن رو بچسب و ظاهر و ولش کن چیز بی معنی ای به نظر میاد.خوب فکر کنم مطلب حسابی برای دوستان عزیزم جا افتاد.و اینکه خیلی ها میگن اقا دلت باید پاک باشه ! قبول،حالا کی گفت خدای نکرده دل کسی پاک نیست و یا اینکه بعضی ها میگن ما که قصد و منظور بدی نداریم،اینم حق با شماست،اصلا کی گفته خدای نکرده کسی به افراد نزدیک فامیل نظر بدی داره!حرف سر اینه که این چیزایی که میگن انجام بدید یا ندید،حرف من یا کس دیگه ای نیست،حرف خدا و پیغمبرشه که تو قران نوشته،و به نظر میاد درست نیست انسان در مقابل حرف خدا وایسته و خلاف اون رو انجام بده.طرف تا اینکه خانم های حراست رو از دور می بینه،یا راهشو کج می کنه و یا اینکه خودش رو جمع و جور می کنه تا بهش گیر ندن.فکر کن از حراست می ترسیم ولی از خدا ....!بیاین کمی فکر کنیم،همه چی رو سر سری نگیریم،ببینیم خدا از ما چی می خواد،و همه ی کارا رو با منطق خودمون انجام ندیم،یعنی همه ی کارایی رو که انجام میدیم واقعا مورد قبول خدا هستش؟بیاین کمی هم خدایی زندگی کنیم،به قول خدا که تو قران نوشته -که اگر ما ایاتمان را بر کوه نازل میکردیم،از ترس ما از هم فرو میریخت و در برابر خدا خاشع می شد،حالا چه طورشده انسانی که حتی قادر نیست پشه ای رو از خودش دور کنه اینقدر در برابر ایات ما متکبرانه برخورد می کنه،و هر کاری که دلش می خواد رو انجام میده-!یعنی واقعا ما به خیر و صلاح کارامون بیشتر واقفیم یا خدایی که ما رو خلق کرده و به قول قران مایی که اشرف مخلوقاتشیم؟پس شایسته است شایسته زندگی کنیم.البته من همه ی این حرفا رو برای تذکر به خودم میگم و مطمئنا شما عزیزان بندگان خوبی برای خداوند هستید و خواهید بود.خدایا حکمت تقدیرت را به ما بیاموز،تا ان درهایی را که به رویم گشاده ای را ندانسته نبندم و درهایی را که به رویم بسته ای را مصرانه باز نکنم.

امین یا رب العالمین

ارسال شده توسط سعید برزگر در ساعت 08:54 ب.ظ | نظرت شما ()
برچسب ها : كافه دندان پزشكان جوان,دندان,

مترجم سایت